محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
434
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
همهء هزينه يك هزار درم شده بود . « 1 » خورهايست خوش وضع جز آنكه كم آب است وجوى آبش گهگاه كور مىشود . وچون بيشتر كم آبى آنجا به سبب آبادي شاهان مىبوده ، از اين روى در گذشته ايشان نمىگذاردند از درباريان كسى در آنجا آبادي بخرد . من از ايشان شنيدم كه مىگفتند : يك زن از ما مأمون را از شهر ما بيرون راند ! گفتم : چگونه ؟ گفتند : چون وى نخواست كه آبادىهايش به دست كسى جز بوميان بيفتد بنزد مأمون شده گفت : تو مرو را ويران كردى ! پس مأمون دستور داد بار وبنه را بيرون برند ! مرو خود قصبه نيز هست . دربارهء ريشهء لقب شاه جان گويند : جان به معنى روح است . شهري پر از انگور وحبوبات وكبوتران وگردشگاهها است قصبه نيز بدين نام است . از شهرهايش : خرق ، هرمز فرّه ، باشا ، سنجان ، سوسقان ، صهبه ، كيرنگ « 2 » ، سنگ عبادي « 3 » دندانقان . مروروذ : ناحيت آنست ، شهرهايش : طالقان ، قصر أحنف ، حسه ، لوكر [ با تفصيلي كه خواهم آورد ] . نيشابور : مردم دربارهء نام ايرانشهر كه به آن داده شده اختلاف
--> ( 1 ) داستان ساختمان كهندژ مرو به دست تهمورث را ياقوت 4 : 508 : 7 - 13 آورده است . ( 2 ) جيرنج ( خ . ل . ) . ( 3 ) شنج ( خ . ل . ) سنج عباد ( ياقوت 3 : 161 : 8 ) .